أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 82
كنوز المعزمين ( فارسى )
غزنوى آمده است : اى سر تا پا بناز كى سرو سهى * از جملهء نيكوان به خوبى تو بهى بر حسن و جمال بيش مىافزايد * چشمارو را چو خال بر روى نهى « 1 » امّا از بعض موارد استعمال كلمه چنين بر مىآيد كه چشمارو بمعنى طعامى است كه بر سبيل صدقه براى صحّت بيمار آفت زده بمستمندان بدهند ، و آفت شامل چشم زخم نيز مىشود - سعدى در بوستان فرمايد : چو چشمارو آنگه خورند از تو سير * كه از بام پنجه گز افتى به زير يعنى وقتى از نعمت تو به ديگران خيرى ميرسد كه ترا بلايى سخت رسيده باشد . بديهى است كه اين معنى با چشمپنام و تعويذ فرق دارد ، و ممكن است كه بطريق تجوّز از يك معنى بمعنى ديگر استعمال شده باشد . تميمه از جمله كلماتى كه در عربى مرادف عوذه و تعويذ بمعنى خاصّ استعمال مىشود تميمه است به وزن يتيمه كه آن را بر تميم و تميمات و تمائم جمع مىبندند . و از مجموع نوشتههاى لغتنويسان معتبر « 2 » و موارد استعمال كلمه
--> ( 1 ) - در ديوان چاپى سيد حسن جزو رباعيهاى مستدرك آخر كتاب آورده و ( خاك ) بجاى ( خال ) نوشته است . ( 2 ) - تاج العروس در شرح قاموس مىنويسد « التميم جمع تميمة كالتمائم اسم لخرزة رقطاء تنظم فى السير ثم يعقد فى العنق » - لسان العرب كه در جمع اقوال لغويان مصداق مثل معروف عربى « كل الصيد فى جوف الفرا » است مىنويسد « التميم العوذ واحدها تميمة قال